|
چاكرا كلمه ای سانسكريت به معنای چرخ است، چرخ سمبل حركت دورانی حول يك محور است. به عبارت ديگر شكلی كه از حركت حول يك محور ايجاد می شود، دايره است. به همين صورت رابطه دايره با مركز آن از همه اشكال ديگر كامل تر است. گروهی از افراد كه آگاهی و انرژی روانی آنها يك قصد مشترك دارد، دايره يا حلقه را بوجود می آورند. شكل چرخ برای چاكراها نمود يگانگی و اتحاد درونی آنها است. چاكراها ريشه در باورها و ديدگاه متافيزيك هندو دارند. در ديدگاه هندو، هستی از جنس تفكر و آگاهی است و قصد آگاهی تبلور به شكل ماده است. اين امر خلاف ديدگاه مادی است،كه ماده را سر آغاز جهان، و آگاهی را ناشی از آن می داند. مبنای اين نوشته، ديدگاه متافيزيك هندو است. از اين ديدگاه جهان رويای، رو يابينی است كه همه اجزای اين رو يا خود نيز رو يا می بينند. در اين ديدگاه يك جهان اكبر وجود دارد كه خود متشكل از بی شماری جهان های اصغر است. در اين بين چاكراها واسطه های بين جهان اكبر وجهان اصغر هستند. بنابراين تجربه ما از جهان هستی در سطوح مختلف آگاهی و از طريق چاكراها تجربه می شود. مجموعه چاكراها مانند يك رنگين كمان متشكل از هفت رنگ است و هر چاكرا طيفی از اين رنگين كمان را تدائی ميكند و درك و برداشت صحيح موقعی اتفاق می افتد كه هرهفت رنگ اين مجموعه حضور داشته باشند. به عبارت ديگر چيزی كه مانع دريافت واقعيت می شود، آن است كه تعادل بين اجزای سيستم ادراكی برقرار نبوده و درك و برداشت ما كامل نيست. چاکراها مانند گردابی عمل می کنند که انرژی و آگاهی را از محيط اطراف ما دريافت کرده و در قسمتهای مختلف بدن پخش می کنند. هريک از چاکراها در هر قسمت از بدن که قرار داشته باشد انرژی آن قسمت از بدن و سطحی از آگاهی را در کنترل خود دارد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
فعال سازی چشم سوم(اینکارخیلی ساده میباشدوهمه افراد میتوانندانجام دهند)
چشم سوم با اسامي مختلف از جمله چشم معرفت، چشم بصيرت، چشم دل، چشم درون، تيسراتيل و آجنا خوانده ميشود و جايگاه آن در كالبد اثيري و منطبق بر پيشاني در جسم فيزيكي است. برخي دانشمندان اعتقاد دارند كه چشم سوم محلي براي دريافت ادراكات فراحسي، الهام و اشراق و وسيلهاي براي ارتباط موجودات با يكديگر در جهان هستي ميباشد. از طريق آجنا ميتوان با عوالم و موجودات ماورائي و همچنين با وراي ابعاد مكاني و زماني ارتباط برقرار ساخت. همچنين با كمك آجنا ميتوان هالهها را ديد. براي رؤيت هاله، لازم است كه تمرينات باز كردن چشم سوم را انجام دهيد، تا چشم سوم خود را تحريك كرده، قدرت گيرندگي آن را افزايش دهيد. اين كار شما را قادر ميسازد كه انرژي اطراف سوژه را دريافت كنيد. البته بدون انجام اين كار هم ديدن هالهي تكرنگها ممكن است، اما اگر چشم سوم شما تحريك و باز نشده باشد، ديدن هالهي يك موجود زنده بسيار مشكل خواهد بود. به ياد بياوريد كه وقتي خيلي خيلي خسته و كاملاً فرسودهايد چه حالي داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي براي روزها نخوابيدهايد و به سختي ميتوانيد چشمهايتان را باز نگه داريد؟ به ياد بياوريد كه چه احساسي داريد وقتي چشمهايتان دست از تلاش براي بسته شدن بر نميدارند؟ به ياد بياوريد كه چه حالي داريد وقتي كه با چشمهايتان ميجنگيد تا آنها را باز نگه داريد؟ تجسم اين حالتها با تمركز و توجه كامل، در شما احساسي برميانگيزد، مانند اينكه تلاش ميكنيد يك پردهي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند كنيد. در چنين حالتي ماهيچههاي چشمهايتان خوب پاسخ نميدهند، بنابراين كار شما تقريباً بطور كامل ذهني است. چند لحظه صبر كنيد تا اين حالت را به خوبي مجسم كنيد. كوشش براي باز نگهداشتن چشمان خسته، يك تحريك ذهني قوي در چشم سوم ايجاد ميكند و به تدريج باعث باز شدن آن ميشود. اما چگونه؟ اين فعاليت گشايشي ذهن ، آگاهي جسمي شما را در محل چشم سوم متمركز ميكند. هنگامي كه آگاهي جسمي شما در يك قسمت از بدنتان متمركز ميشود و شما آن ناحيه را تحت نفوذ ذهني خود قرار ميدهيد، كالبد انرژي خود را در آن ناحيه به نحوي پويا تحريك ميكنيد. اگر اين فعاليت ذهني به اندازه كافي ادامه پيدا كند و تلاش ذهني كافي صرف آن شود، چشم سوم شما شروع به باز شدن خواهد كرد. اگر شما فعاليت گشايشي ذهن را هنگامي كه در حالت آرامش هستيد و موضوعي در ميدان ديد شما قرار دارد ( و بطور مستقيم در حال نگاه كردن به آن نيستيد ) انجام دهيد، ديد هالهاي خودبخود ايجاد خواهد شد. فعاليت گشايشي ذهن كه در اينجا شرح داده شد، شبيه تكنيكهاي ديداري باز كردن چاكرا است كه توسط اكثر استادان كار با انرژي و پيشرفت قواي ذهني تدريس ميشود. فقط به مراتب قويتر و مؤثرتر است. تمرينهاي ديداري كار با انرژي به تنهايي ضعيف و كند هستند و يادگيري و استفاده از آنها مشكل است. توصيه: مركز بين دو چشم (روي پيشاني) را به نرمي با ناخن بخارانيد. اين كار به شما كمك خواهد كرد كه اين نقطه را با آگاهي جسماني خود به دقت هدف بگيريد. آگاهي جسماني خود را به ناحيه بين چشمهاي خود منتقل كنيد. با تمركز كامل از اين ناحيه آگاه شويد. اين ناحيه را به صورت ذهني بالا بكشيد. چنان كه گويي تلاش ميكنيد پلكهايتان را به زور باز كنيد. اما به ماهيچههايتان در اين ناحيه اجازه ندهيد كه منقبض شوند يا به هر صورت ديگر پاسخ بدهند ( اين تلاش كاملاً ذهني است). احساس خود را به دقت مورد توجه قرار دهيد. تصور كنيد كه چشمهايتان خيلي سنگين شدهاند؛ به آنها اجازه دهيد كه بسته شوند، و چند بار پلكهايتان را بههم بزنيد. توجه كنيد كه براي اين كار از كدام ماهيچهها استفاده ميكنيد. همين فرمان عضلاني را از طريق آگاهي جسماني ذهن خود در آن ناحيه به كار ببريد، اما ديگر به ماهيچههاي پلكهايتان اجازه ندهيد كه از فرمان اطاعت كنند. اين كار را دوباره و دوباره تكرار كنيد ( بالا بكشيد، بالا بكشيد، بالا بكشيد… ) چنان كه گويي يك وزنهي خيالي سنگين را از پشت چشمهايتان بلند ميكنيد. اين كار را بارها تكرار كنيد، اما به خودتان ( يا هيچ يك از ماهيچههايتان ) اجازهي انقباض يا پاسخ ندهيد. اين كار در آغاز كمي دشوار است، اما با كمي تمرين به راحتي در انجام آن مهارت و تسلط پيدا ميكنيد. اين فعاليت گشايشي ذهني خيلي مهم است. اگر ميخواهيد به روشنبيني و ساير تواناييهاي روحي دست پيدا كنيد، اين تمرين اولين قدم براي يادگيري كنترل چشم سوم است. در مراحل اوليه ممكن است احساس كنيد كه ناحيه وسيعي از بالاي ابروهايتان را بالا ميكشيد، حتي تمام پيشاني خود را . اين مورد اشكالي ندارد و باز هم ميتواند تأثير لازم را براي باز كردن چشم سوم شما داشته باشد. با تمرين بيشتر خواهيد توانست حوزهي تمركز فعاليت ذهني خود را كاهش دهيد و آن را به ناحيهي بين ابروها ( چشم سوم ) محدود كنيد. اگر اين فعاليت گشايشي ذهني را ادامه دهيد، چشم سوم خود را تحريك كرده ، آن را فعال خواهيد ساخت. تمركز يكنواخت و آرام شما روي يك شيئ، چشم سوم شما را با انرژي ساطع شونده از آن شيئ هماهنگ خواهد كرد. اين انرژي به مركز بينايي مغز شما ارسال ميشود و در آنجا بعنوان يك تصوير ( يك نوار روشن از نور رنگي ) تفسير ميشود. توصيه: هر گاه در انجام اين عملكرد گشايشي ذهني، تمركز و تسلط كافي كسب كرده، آنرا بصورت ذهني اجرا كنيد، متوجه خواهيد شد كه وزنهي خيالي پشت چشمهاي شما در يك سمت آسانتر از سمت ديگر بالا كشيده ميشود،كه معمولاً سمت راست آسانتر است. اصولاً اين احساس ناشي از تفاوت بين دو نيمكرهي مغز شما است كه استفاده از يكي به مراتب آسانتر از ديگري است ( نيمكرهي غالب ). اگر اين مورد براي شما ايجاد اشكال ميكند، با يك فعاليت چرخشي ذهني، در جهت چرخش عقربههاي ساعت در ناحيهي بين ابروها، چشم سوم خود را تحريك كنيد. منظور از جهت چرخش عقربههاي ساعت اين است كه صورت خود را به عنوان صفحهي ساعت در نظر بگيريد و جهت صحيح چرخش را با آن بسنجيد. براي اين فعاليت چرخشي نيز از همان فرمان ذهني عضلاني استفاده كنيد كه قبلاً براي باز كردن چشمهاي خسته به كار ميبرديد. اما اكنون آنرا براي چرخش به كار ببريد، چنان كه گويي با حركت چرخشي يك مداد، اين ناحيه را تحريك ميكنيد. بهترين روش اين است كه براي فعال كردن چشم سوم خود تمرين گشايشي اصلي و اين تمرين چرخشي را يك در ميان انجام دهيد. فعاليت گشايشي ذهني به هر حال براي هماهنگ كردن چشم سوم شما با هاله لازم است. توجه: به ياد داشته باشيد كه همهي اين تمرينهاي محرك انرژي، به آگاهي جسماني موضعي خصوصاً آگاهي موضعي در سطح پوست وابستهاند. براي اينكه اين تمرينها مؤثر باشند، بايد احساس كنيد كه آنها واقعاً اتفاق ميافتند.
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
مشاهدهي هاله
براي مشاهدهي هاله بايد آرامش و تمركز داشته باشيد و چشمان خود را به روش مخصوصي متمركز كنيد. بايد به هاله خيره شويد، نه اينكه به آن نگاه كنيد. براي تمرين، به نور مطلوب و ملايم نياز داريد ( نه تاريكي ). اين نكته خيلي مهم است كه هيچ نور قوي مستقيماً به چشمان شما نتابد يا منعكس نشود. بهترين حالت اين است كه نور از پشت و بالاي سر شما بتابد. اگر در هنگام تمرين منبعي از نور ( مثلاً يك پنجره كه نور زيادي را وارد اتاق ميكند ) در ميدان ديد شما قرار داشته باشد، شما را گيج خواهد كرد و ديدن هاله را مشكلتر خواهد ساخت. نور يك لامپ صد وات كه از بالا و پشت سر شما بتابد براي تمرين مناسب است. مشاهدهي هالهي اشياء مرحلهي اول:كتابي را در كاغذي به رنگ آبي يا قرمز روشن بپيچيد و آن را به عنوان موضوع تمرين به صورت عمودي روي يك ميز به فاصلة حدود 2 متر از خود قرار دهيد. سپس با عقب و جلو رفتن، فاصلهي خود را با موضوع چنان تنظيم كنيد كه آن را كاملاً راست ببينيد. البته حداقل فاصله، نبايد كمتر از 2/1 متر شود. زمينهي پشت موضوع بايد ساده و نسبتاً خنثي باشد. در برابر ديواري با رنگ روشن يا كاغذ ديواري زرق و برق دار به موضوع نگاه نكنيد. اگر رنگ ديوار مناسب كار شما نيست، يك تكه پارچه يا كاغذ با رنگ خنثي را به عنوان پرده روي ديوار آويزان كنيد. براي اين منظور ميتوان از يك ملحفه يا چند برگ كاغذ الگوي خياطي استفاده كرد. توجه: - شما كتاب را فقط به عنوان يك پشتيبان و پايه براي كاغذ رنگي به كار ميبريد، يعني آنچه ميخواهيد ببينيد هالهي كاغذ رنگي است نه هالهي كتاب. ميتوانيد به جاي كتاب آجري را در كاغذ رنگي بپيچيد، يا يك تكه كاغذ رنگي را روي ديوار آويزان كنيد. - هالهي رنگهاي آبي و قرمز، روشنترين و آسانترين هالهها براي ديدن هستند. - روشني و درجه رنگ هالهي يك رنگ، به سايه و درجهي آن رنگ بستگي دارد. بنابراين تنها از رنگهاي خالص و روشن استفاده كنيد. - ميتوانيد از هر شيئ داراي رنگ روشن به عنوان موضوع استفاده كنيد: لباسها، قوطيهاي آشپزخانه، اسباب بازيها، يا حتي تكهاي كاغذ رنگي كه به ديوار وصل شود، همه براي اين منظور مناسبند. مرحلهي دوم: چشمانتان را ببنديد، چند نفس عميق بكشيد و به خود آرامش بدهيد. وقتي كاملاً احساس آرامش كرديد، به طرف موضوع نگاه كنيد. چشمان خود را روي فضاي كنار و پشت موضوع متمركز كنيد و در عين حال روي چيز خاصي متمركز نشويد. به عبارت ديگر، شما به ديوار پشت موضوع خيره ميشويد، اما روي آن تمركز نميكنيد. نكتهي اصلي اين است كه با آرامش كامل چشمانتان را متمركز كنيد و موضوع را با ديد محيطي خود ببينيد ( منظور از ديد محيطي، بخش محيطي يا كناري ميدان ديد شما است نه گوشهي چشمانتان ). با ملايمت و آرامش چشمان خود را خيره كنيد. به اين تمركز آرام عادت كنيد، چنان كه در هنگام تمرين، چشمها يا پيشانيتان را منقبض نكنيد. توجه كنيد كه شما بايد با تمركز قوي و در عين حال بسيار آرام و يكنواخت خيره شويد، چنان كه انگار با چشمان باز در رؤيا به سر ميبريد. هر گاه نياز به پلك زدن داريد اين كار را انجام دهيد، وگرنه چشمانتان دچار انقباض، سوزش و آب ريزش ميشوند. بدون تغيير دادن تمركزتان بطور طبيعي، پلك بزنيد و ذهنتان را مشغول آن نكنيد. پلك زدن تنها باعث خواهد شد كه هاله براي مدت يك يا دو ثانيه ناپديد شود، اما اگر آرامش خود را حفظ كنيد و به تمركز آرام خود ادامه دهيد، هاله دوباره به سرعت ظاهر خواهد شد. يادگيري حفظ تمركز در هنگام پلك زدن طبيعي، بخش مهمي از يادگيري مشاهدهي هاله است. مرحلهي سوم: پس از اجراي كامل مراحل قبل، چند كتاب را در كاغذهاي رنگي با رنگهاي اصلي متفاوت بپيچيد. هر چه رنگ كاغذ روشنتر باشد، هاله نيز روشنتر و مشاهدهي آن آسانتر است. هر يك از كتابها را جداگانه مشاهده كنيد و در هر مورد رنگي را كه ميبينيد بنويسيد. كتابها را دو تا دو تا مشاهده كنيد و ببينيد كه چگونه رنگهاي هالههاي آنها بر يكديگر اثر ميكنند. كتابها را جابجا كنيد، آنها را با هم مخلوط كنيد، آنها را روي هم، يا به صورت رديفي كنار هم قرار دهيد و مشاهده كنيد. مشاهدهي هالهي گياهان يك گلدان گياه يا چند گل تازه را براي ديدن هالهي آنها مورد مطالعه قرار دهيد. هالهاي كه اطراف آنها ميبينيد يك هالهي زنده است. اثر رنگهاي هالهاي گلبرگها و برگها را بخاطر بسپاريد. سايه رنگ نارنجي كه در اطراف بخشهاي سبز گياهان مانند ساقهها و برگها ميبينيد، مربوط به هالهي رنگ سبز است، همانطور كه در بررسي كتاب سبز، هالهاي به اين رنگ را مشاهده كرديد. رنگهاي گلبرگها، هالهاي به رنگهاي ديگر ايجاد خواهند كرد. هالههاي زنده، ظريفتر و مبهمترند و بنابراين ديدن آنها كمي مشكل تر از ديدن يك هالهي تك رنگ است. اگرچه با تمرين مشاهدهي هالهي گياهان نيز آسانتر خواهد شد. هالهي يك درخت را مشاهده كنيد. درختي با اندازهي مناسب انتخاب كنيد، كه بتوانيد آن را بطور مشخص و برجسته در زمينهي آسمان نگاه كنيد. بهترين روش مشاهدهي درخت، اين است كه در ساعات اول يا انتهاي روز در حالي كه خورشيد پشت سر شما است به آن نگاه كنيد. اگر نور خورشيد، يا هر بازتاب قوي ديگر به چشمان شما بتابد، ديدن هالهي درخت بسيار مشكل خواهد شد. هالهي اطراف درخت به مراتب باشكوهتر و قويتر از يك گياه كوچك است. رنگ هالهي يك درخت، نه تنها به رنگ برگها و پوستهي درخت، بلكه به رنگ آسمان نيز بستگي دارد. در يك روز آفتابي، هالهي يك درخت به صورت سايهاي از رنگ آبي به نظر ميرسد. در يك روز ابري هالهي درخت به رنگ خاكستري -كرم ديده ميشود. فاصلهي مناسب براي ديدن هالهي درخت، بستگي به اندازهي آن درخت دارد. شما بايد بتوانيد تا نوك درخت را بطور كامل در ميدان ديد خود داشته باشيد. حداقل فاصلهي شما از درخت، بايد تقريباً سه برابر بلندي آن درخت باشد. هالهي يك درخت، بسته به اندازه و قدرت آن درخت ميتواند عظيم باشد. گاهي ميتوانيد در بالاترين قسمت هالهي يك درخت، يك جلوهي فوارهاي مشاهده كنيد، مانند اينكه هالهي درخت، از نوك آن بيرون پاشيده ميشود. دقيقاً مشخص نيست كه چه چيزي اين پديده را ايجاد ميكند، و در مورد هر درختي هم مشاهده نميشود. بعضي معتقدند كه روح درخت يا روح طبيعت كه درون درخت زندگي ميكند اين پديده را ايجاد ميكند. به نظر ميرسد كه بعضي از درختان داراي نوعي شعور و آگاهي هستند، بنابراين ممكن است اين عقيده صحيح باشد. مشاهدهي هالهي حيوانات در اين تمرين، از يك حيوان استفاده كنيد: يك سگ، گربه، شتر، گاو، يا هر حيوان ديگري كه در دسترس شما است. حيوان را در هنگام استراحت، مورد مشاهده قرار دهيد. هالهي حيوان ازلحاظ تنوع رنگها مانند هالهي انسان نيست، اما به هر حال مطالعهي هالهي حيوان نيز تمرين خوبي است. به ياد داشته باشيد كه رنگ پشم حيوانات بر رنگ هالهي آنها اثر ميگذارد. در هالهي يك حيوان، بيماري قابل تشخيص است. همانطور كه هالهي انسان بيماري را نشان ميدهد. بنابراين مشاهدهي هالهي حيوانات، تمرين خوبي براي تشخيص نشانههاي اوليهي بيماري در يك هاله است. مشاهدهي هالهي انسان در اين مرحله، ميتوانيد هالهي خود را مشاهده كنيد. اين كار را ميتوانيد در محيط بيرون، در حالي كه خورشيد پشت سر شما است، يا درون خانه در برابر يك زمينهي خنثي انجام دهيد. دست خود را دور از بدن نگهداريد و هالهي دست و ساعد را مطالعه كنيد. همچنين ميتوانيد دراز بكشيد و هالهي پاهاي خود را مشاهده كنيد. مشاهدهي هالهي ديگران: در آغاز بهتر است هالهي افراد ديگر را در دو مرحله مشاهده كنيد: مرحلهي اول: از سوژه ( فرد مورد نظر ) بخواهيد كه يك لباس رنگي بپوشد ( نوع لباس مهم نيست ). ميتوانيد از هر رنگي به جز آبي استفاده كنيد ( رنگ آبي را مورد استفاده قرار ندهيد، زيرا اين رنگ غالب ميشود و رنگ زرد تفكر را كه اغلب در اطراف سر ديده ميشود محو و پنهان ميكند. ) ناحيهي گردن بايد برهنه باشد. ابتدا ناحيهي شانه را به همان روشي كه در قسمت مشاهدهي هالهي اشياء شرح داده شد مشاهده كنيد . خواهيد توانست هالهي رنگ لباس را كه در اطراف شانه انباشته و تقويت ميشود به راحتي مشاهده كنيد. يادتان نرود كه همراه با همهي اين تمرينها ، انجام فعاليت گشايشي ذهني را نيز ادامه دهيد. وقتي هالهي پيراهن را در اطراف شانه به روشني مشاهده كرديد ، نگاه خود را كمي بالاتر ببريد به طوري كه به فضاي پشت ناحيهي برهنه گردن خيره شويد . هالهي پيراهن را در ميدان ديد خود نگهداريد و ببينيد كه چه رنگهاي ديگري را ميتوانيد اطراف گردن مشاهده كنيد. اين تمرين شما را مطمئن ميكند كه چشمها و چشم سوم شما هماهنگ با هم عمل ميكنند ، همانطور كه در مورد كتاب اين هماهنگي وجود داشت. مستقيماً روي گردن سوژه خيره نشويد . هميشه بايد هالهها با ديد محيطي مشاهده شوند. در اين مرحله بايد بتوانيد رنگي كمي متفاوت را بالاي هالهي پيراهن ، در اطراف سر و گردن مشاهده كنيد. اكنون نگاه خود را كمي بالاتر ببريد بطوري كه خط نگاه شما همسطح با ناحيهي سر باشد . همچنان با آرامش خيره شويد و چيزي را تغيير ندهيد. شما بايد بتوانيد در اطراف ناحيهي سر مقداري رنگ زرد مشاهده كنيد. وقتي هالهي سر و گردن را مشاهده كرديد، از سوژه بخواهيد مقداري محاسبهي ذهني رياضي انجام دهد يا سخت دربارهي چيزي فكر كند . دقت كنيد كه وقتي سوژه اين كار را انجام مي دهد ، هالهاش درخشانتر ميشود. مرحلهي دوم: از سوژه بخواهيد كه بعضي از لباسهاي رو را از تن درآورد . ناحيهي برهنهاي از پوست را در برابر يك زمينهي خنثي بررسي كنيد ( به همان روش مشاهدهي هالهي كتاب ) . ناحيهي بالاي بازو و شانه بهترين نقطه براي شروع بررسي است . در مشاهدهي پوست برهنه ، اولين چيزي كه خواهيد ديد نوري ضعيف و لرزان و مبهم در هوا ، در فضاي كنار پوست است . سپس خواهيد ديد كه هالهي اتري ، از پوست پديد مي آيد . اين هاله مانند دودي به رنگ آبيكمرنگ است كه به پوست متصل ميباشد . هالهاي كه مي بينيد كاملاً مشخص است و بطور طبيعي حدود نيم اينچ (3/1سانتي متر ) قطر دارد. اگر تمركز خود را حفظ كنيد رنگهاي اصلي هاله، شروع به تشكيل و تمايز خواهند كرد. ابتدا يك نوار باريك رنگي را مي بينيد كه مرز هاله را مشخص ميكند. اين نوار رنگي تا مدت كمي پديدار و ناپديد يا بزرگ و كوچك ميشود . اين قسمت ممكن است نااميد كننده باشد ، اما اگر به كار خود ادامه دهيد مشاهدهي آن آسانتر خواهد شد . نوار رنگي به تدريج بزرگتر ، پهنتر و مشخصتر خواهد شد. اگر تمركز خود را حفظ كنيد، پهناي آن به چند اينچ يا بيشترخواهد رسيد . در ضمن تشكيل رنگ ، ممكن است هالهي اصلي بارها ناپديد و دوباره پديدار شود . علت آن پلك زدن و تغييرات جزئي كانون بينايي است و قابل پيشگيري نيست. توصيه : روشني هالهي يك شخص تا حدود زيادي به خلق و احساس او بستگي دارد . اگر شخص احساس شادي و سر زندگي داشته باشد ، هالهي اوبسيار قويتر ، بزرگتر و روشنتر خواهد بود . سعي كنيد موسيقي مورد علاقهي شخص داوطلب را پخش كنيد يا براي او چند لطيفه تعريف كنيد و او را به خنده بيندازيد. اين كار انرژي هاله را افزايش خواهد داد و ديدن آنرا براي شما سادهتر خواهد كرد
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
![]()
درک وتفسیرهاله هاله، ميداني از انرژي است ( انرژي الكترومغناطيسي و ساير انرژيهاي عاليتر ) كه همهي موجودات زنده را احاطه كرده است، و به عقيدهي بعضي در اطراف همهي ذرات اتمي و موجودات زنده و غير زنده وجود دارد. براي اطلاع افراد شكاك يا علمگرا بايد گفت كه ما خوش شانسيم كه در زماني زندگي ميكنيم كه جديدترين تكنولوژي، ما را قادر به مشاهده و اندازه گيري اين ميدانهاي انرژي ميسازد. تكنولوژي ما آنچه را كه عرفا براي قرنها تعليم ميدادهاند اثبات ميكند. ما ميتوانيم هالهي انسانها را از طريق بينايي يا به روشهاي ديگر درك و تفسير كنيم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
درك و تفسير هاله2
تفسير آنچه درك ميكنيد
+ نوشته شده در ساعت   توسط x
|
|